شادی ؛ میراث دیرینه ایرانی
شادی در ذات خود به دو دسته 1- شادی فردی یا انفرادی و 2- شادی جمعی تقسیم می گردد که در این مجال تلاش شده است با نگاه به گذشته و فرهنگی که در حال حاضر نیز در نبض تپنده مردم استان جاریست و یا اینکه تغییر شکل داده و یا در خاطرات دورمان باقیمانده، به افق های شادیهایمان مروری داشته باشیم و با افتخار و عمل به آئین های نمادین شادمانگی از خمودگی های عصر ماشین رهایی یابیم.
شادی برای بروز به محمل هایی نیاز دارد که به شادی جمعی بدل گردد. این محمل ها جشن ها، آئین های نمادین مفرح و بازیها هستند. اگر بخواهیم به دسته بندی آنان بپردازیم، اینگونه باید بیان کرد که بازی ها زیر مجموعه آئین های نمادین و آئین ها هم جزئی از جشن ها هستند که مظاهر شادی جمعی را تشکیل می دهند. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که همیشه جزء در کنار کل محاط خویش قرار نمی گیرد. ناگفته نماند که مکمل شادی ؛ شادخواری و شادزیستی است که چون حاشیه ای جداست بدان پرداخته نشده است. در این مقاله تلاش بر آن شده که با توجه به گستردگی موضوع، تنها به جشن ها، آنهم بصورت نمونه وار ، طبقه بندی و معرفی گردد.
جشن:
« جشن از فارسي ميانهء زرتشتي Jashn و اصل اوستايي Yasna به معناي ستايش و ستودن آمده است ، بدين ترتيب مي توان فهميد كه اكثر جشن ها بن مايه اي ديني دارند .» ( ابوالقاسمي 1374 ، ص 64)
« در سنجش جشن هاي ايراني با يكديگر به سه گانه بودن اين آيين ها يعني : 1) ماهيانه 2) مناسبت هاي خاص 3) ساليانه كه بيشتر به نوروز و تغيير فصل زمستان و بهار باز مي گردند » ( جشن های ایرانیان، مری بویس )که بر اساس زمان اجرای جشن است و در این مقاله از این دسته بندی استفاده نشده است و جهت اطلاع خوانندگان عزیز ارائه گردیده است.
جشن ها پایه و اساس شادی جمعی در گذشته ایرانیان و بالطبع مردم استان بوده است که ذات و عمل به پنج عامل مرتبط و از آن چشمه جاری می گردد.
الف ) جشن های مرتبط با اعتقادات دینی و مذهبی
این جشن ها از پرسابقه ترین جشن های انسان خاکی است و قدمتش به اولین اجتماع های انسانی می رسد؛ زمانی که« من » ها« ما » می شود و انسان با همنوع خویش تصمیم به زندگی اجتماعی می گیرد. در این میان اعتقاد به نیرویی مافوق قدرتشان آنان را وادار به باور نیرویی جادویی و دور از توانشان می کند و آنان را به هم نزدیک تر می سازد. بعد ها با حضور پیامبران آسمانی ، ادیان و مذاهب راهبر اعتقاد می شوند و آئین ها رنگ تازه ای می گیرد. این جشن ها هم در ذات و هم در عمل نمایانگر اعتقاد مذهبی و یا دینی است و به آئین های پرستش نزدیک می شوند. نمونه این جشن ها ؛ جشن « سده »، جشن آب و جشن خاک می باشد.
جشن و جشنواره از ويژگيهاي كيش زرتشتي است ... در اين كيش وظيفهء شاد بودن و نشاط داشتن از بايسته هاي ديني است ...تمام جشن هاي ديني همراه بود با ضيافت و سرود و پايكوبي و بسياري از آداب و رسوم لطيف و ظريف ديگر… ( بيروني ، آثارالباقيه ص 230)
ب ) جشن های مرتبط با معیشت
معیشت عامل بسیار مهمی در زندگی تاریخی انسان بوده است و یکی از عوامل مهم زندگی اجتماعی نیز می باشد. از زمانی که انسان یکجا نشین شد تا انقلاب صنعتی ؛ دامپروری و کشاورزی معیشت غالب مردمان بوده است و بیشترین نقش را در جشن های مردمان، ایرانیان و بالطبع مردم استان داشته و دارد. اصولا اکثر این قسم جشن ها حول محور باروری و زایایی می چرخد و عناوین بی شماری نظیر جشن گندم ، « نرون »، باران و ... که با ذهن و چشم مردم استان آشناست. فهوای تمامی این جشن ها شادی معیشتی است از باروری و زایایی بیش از پیش و یا در انتظار افزایش هرچه بیشتر نعمت ها.
ج ) جشن های مرتبط با باورهای عامیانه
این گروه شامل جشن هایی می شوند که به باورهایی می پردازد که به قدرت اعتقادات دینی نرسیده اند و مشمول عده ای خاص از هر قوم یا قومی خاص می باشد و فراگیر نشده اند. به عنوان نمونه این جشن ها عده ای از ایرانیان در روزی که نام روز با نام ماه یکی می شد جشن می گرفتند، مثل مردم سنگسر. این جشن ها « تیرگان » و « مهرگان » بودند.
د ) جشن های مرتبط با فرد به عنوان عضوی از جامعه
این گونه جشن ها با اینکه حول شخصی خاص می چرخد، از آنجا که با خود جماعتی را همراه می نماید در تقسیم بندی شادی های جمعی قرار می گیرد. جشن عروسی، ختنه سوران و تولد و ...
اگرچه این جشن ها هم گوشه هایی از فرهنگ را به نمایش می گذارند ولی متاسفانه زندگی جدید تمام تلاشش را بکار بسته تا ما را از گذشته مان دور سازد.
ه ) جشن های مرتبط با زمین به عنوان محملی برای زندگی
اساس این جشن ها بر تحول زمینی که انسان بر آن زندگانی می گذراند، استوار است و محبوبترین آنها جشن نوروز است که حاصل تحول و شکوفایی زمین است.
جشن نوروز
این جشن به از دو چشمه آب حیات می نوشد، یکی از جشن های مرتبط با دین و دیگری جشن های مرتبط با زمین. « نوروز شادترين جشن زرتشتيان است . نوعي بزرگداشت اتحاد جهان ايزدي و انساني از نظرديني ، جشن آفريدن آتش است . آتشي كه چون مينويي يا نيرويي حياتي در تمام آفرينش هاي ديگر جاري است . هفت جشن بود كه برپايي آنها از جمله بايسته هاي ديني بود. اين جشن ها عبارت بودند از شش جشن كه در روزگار ساسانيان با نام گهنبار شناخته مي شدند كه مي گفتند خود زرتشت آنها را بنيان نهاده و جشني كه نوروز ناميده مي شد و راهنماي سال نو بود . نوروز اوج جشن هاي هفتگانه بود كه با زيربناي آموزه هاي زرتشت دربارهء هفت آفرينش و هفت امشاسپندان ( متوليان هفت خلقت كيهان) مستقيمآ مربوط مي شود اما از ميان هفت جشن زرتشتي تنها برگزاري جشن بهار ، نوروز ، در ايران بعد از اسلام ادامه يافت.آخرين جشن گهنبار يعني همسپتميديه اشاره مي شود كه داراي معنايي نامعلوم است و روز سي ام ( انيران روز ) از ماه دوازدهم ( اسفندارمذ) برگزار مي شد، به نشانهء پايان سال ، شب پايان سال ، كه از هنگام غروب تا طلوع آفتاب به مينوي درگذشتگان اختصاص داشت ، زمان آفرينش آدم زير سرپرستي خود اهورامزدا.
در پاره اي از جوامع زرتشتي ، زنها نان و شيريني به شكل پيكرك هاي كوچك آدمي و حيوانات و ستارگان مي ساختند و مردان و جوانان با گل مجسمه ساخته و آنها را سفيد كرده و بر بام خانه ها مي نهادند تا فره وشي ها آنها را ببينند ، فره وشي هايي كه اهورامزدا را در كار بزرگ آفرينش ياري داده بودند.( آثارالباقيهء بيروني ) بهمين مناسبت به امشاسپند ارديبهشت تعلق دارد . آنچه مسلم است تقدس سنتي نوروز از لحاظ زماني و تغير فصل ها و ضرباهنگ طبيعي و كيهاني نو شدن جهان گياهي و بزرگداشت انساني آن است . با نوروز جشن هاي بايستهء هفتگانه كامل مي شود. يكي از ياوران ارديبهشت ايزد رپيثون است كه مينوي ظهر يا نيمروز دانسته مي شود و تابستان و گرماي آن را مظهر است. تابستاني كه بهترين فصل ها به شمار مي رود . از همين جاست كه رپيثون را مينوي متعالي ترين زمان ها – كه عصر طلايي پيش از هجوم اهريمن كه هستي را در خود داشت و در آينده نيز پس از رستاخيز دوباره خواهد آمد – مي دانستند. زرتشتيان در تمام طول زمستان تاريك " پاس ظهر " را "هاون دوم" خوانده و آن را چون" هاون اول" متعلق به ايزد مهر دانسته و مي پندارند كه رپيثون در زمستان به زيرزمين مي رود تا ريشهء گياهان و چشمه هاي آب را از گزند ديو يخبندان مصون دارد ، اما در ظهر روز نوروز رپيثون از زيرزمين بيرون آمده و تابستان را به همراه مي آورد كه تا ظهر روز اياثرم ، چهارمين گهنبار ، ادامه مي يابد. هر سال بازگشت رپيثون از طريق تجديد حيات بهاري ، رستاخيز پاياني و پيروزي نهايي نيكي را پيشگويي مي كند. پس بر هر زرتشتي بايسته است كه از او استقبال كرده و وي را خوش آمد گويد. موبدان به افتخار او يسنا انجام مي دهند و به همراه مردم كوچه و بازار براي نخستين بار پس از اياثرم ، پنج ماه قبل ، عبادت نيمروزي رپيثون را به جاي مي آوردند.» ( بدیعی ، شادی های ملی و جشن های زرتشتی )
در واقع ، عيد آغاز سال در بابل و آشور و به تقليد از ايشان در ايلام در اصل عيد بازگشت خداي شهيد شونده دموزي بود كه هر ساله مي مرد و باز مي گشت . مرگ او ، مرگ جهان گياهي و حيات مجدد او ، حيات مجدد جهان بود.
از بارزترين نمونه هاي اين جشن مي توان به جشن akita يا مراسم سال نو اشاره كرد كه در شهرهاي بين النهرين برگزار مي شد.سيلي خوردن شاه از كاهن و عياشي هاي مربوط به اين عيد بهاري نمادي از بي نظمي و آشوب بوده كه در ايران به شادماني عمومي تبديل شده است و همچنين با بهم ريختن نظم و قواعد اجتماعي در قالب مير نوروزي در زمان ما تجلي مي يابد . ( بهار ، 1373 ص213)
در نهايت مي توان به اين نتيجه رسيد كه نوروز عيد بومي است و نه جشن آريايي بااين حال نسبت دادن جشن ها به شخصيت هاي كهن امري اجتناب ناپذير بود از اين رو نوروز را به جمشيد پيشداددي نسبت داده اند . آفريدگار جمشيد را از آن آگاه مي كند كه در دوران آينده زمستاني سخت مي آيد ، بنابراين جم به فرمان اورمزد " ور " يا قلعه اي ساخته كه داراي سه بخش بوده و جفتي از بهترين آدميان و جانوران و گياهان را در آنجا نگاه داشت و آنها را از نيستي نجات داد. شگرد جمشيد مطابق خصوصياتي كه در منابع هندوايراني دارد، تلاش در جهت بازآفريني و نوسازي است و اين خصوصيت با نوروز كه مراسم تجديد حيات و نوآوري طبيعت است ، مطابقت دارد .
شايد بتوان گفت در روزگار دوردست ، نوروز جشني به مناسبت فرارسيدن فصل بهار بوده كه زرتشت از نو به آن جنبهء مقدس داد و بعد هم با اسطوره ءجمشيد تداعي پيدا كرد . جمشيد در عصر طلايي فرمانرواي گيتي بود ، همان عصر طلايي كه دوباره باز خواهد گشت و نوروز هم به يادبود عصر طلايي گذشته بود و هم مژدهء بازگشت عصر طلايي در آينده.
آئین سالی
این آئین یکی از آئین های اول سال نو است که در آن خوش قدم ترین عضو خانواده به عنوان سالی قبل از تحویل سال از خانه بیرون رفته و و بعد از تحویل سال با آب چشمه مقدس ( نماد پاکی ) و سبزه که نماد زندگی است اولین فردی می شود که در سال نو پا به خانه می گذارد و با قدومش برکت و تندرستی را به خانه و خانواده می آورد. این آئین هنوز هم در پاره ای از نقاط استان هنوز زنده است.
جشن تیرگان
یکی از جشن هایی است که در رسته جشن های مرتبط با باورهای عامیانه و از رسته جشن هایی است که همزمان شدن نام روز با نام ماه است. جشن تیرگان از بزرگترین جشن های ایران باستان است که در ستایش ستاره تیر ( تیشتر یا شباهنگ و معروف به ستاره باران، درخشانترین ستاره آسمان) برگزار می گردد. در بعضی نقاط ایران این جشن را در کنار آب همراه با مراسم های خاصی که آب پاشی و در آرزوی آب است و با نامهای همچون آب پاشان ، سر شوران و آبریزگان هم گویند.
این جشن در روز سیزدهم از ماه « تیر م » برگزار می گردد که اجرای آئین آن در مهدیشهر ( سنگسر ) نیز بدین صورت است که همه افراد در منزل بزرگ خاندان قوم جمع می شوند و زنان کدبانو با مهارت تمام شگرد هنر آشپزی خود را با پختن غذای شب سیزده که حاوی این مواد غذایی است، به نمایش می گذارند:
گوشت بره سنگسری، برنج طارم شمال، چغندر طالب آباد، انبه درجزین، آلوی شهمیرزاد، سبزی راه بند، گزر دشت، پیاز لاسجرد، بادمجان سمنان، کره گوسفندی، سیب زمینی فیروزکوه، گوجه دربند، اسفناج سرخه و آب چشمه راه بند.
پس از خوردن غذا به خوانش آوازها و ترانه های اصیل می پردازند. قبل از طلوع آفتاب دختران زیبا رو با در دست کرفتن کوزه به سمت چشمه ساران می روند تا آبی را که ستاره تیر در شب جشن بر آن تابیده و برابر اعتقادات آب شفا بخش است رابه سوی خانه می آورند تا اهل خانه تناول نمایند و کسالت از آنان برطرف شود. پسر بچه ها ترکه های چوب درختان را گرفته و بدون بیان حتی کلمه ای در کوچه پس کوچه های شهر راه می روند و عابرین را ضربه های نرمی میزنند. البته عابرین هم این امکان را برای آنان فراهم می کنند چرا که معتقدند خوردن این ترکه ها امراض مزمن تا سال آینده را از آنان دور می کند.
جشن نرون
جشن نرون یکی از جشن های مرتبط با معیشت و از رسته جشن های با موضوع باروری است. این جشن در آخر تابستان صورت می پذیرد. در مهدیشهر جشن نرون از 26 « سیا م » برابر با ششم شهریور شروع می شود و تا 12 « کروچ » پایان می پذیرد. روز اصلی آن سی ام «سیا م » روز « انیران » ( فروغ و روشنایی بی پایان ) یا روز نرون است. در این جشن گوسفندان نر زیبا و از نژاد اصیل قوچ سنگسری را آزین می کنند و انار یا هندوانه را بر پیشانی اش می کوبند تا تکه تکه شود و بعد آنها را رها می کنند تا در گله ازدیاد نسل کنند. در این موقع میوه و شیرینی بین اهالی ییلاق توزیع می شود و این روز را به فال نیک می گیرند.
شب نرون پایان سال حساب و کتاب گله داریست.
حرف پایانی:
ایرانیان افرادی شادی دوست و شادی خواه بوده اند و هستند و گواه این ادعا شمار جشن هایی است که در گوشه گوشه تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم زنده و ساریست. استان سمنان نیز از این رحمت خداوند بی نصیب نبوده است.
باور با زنگ زمان شکل اسطوره می گیرد و اگر مسیر متعالی خود را بپیماید به دین منجر می شود و اگر مسیر متوسط خویش را بپیماید به حماسه بدل می شود. اگر هم مسیر در مسیر ضعیف و سست قرار گیرد به خرافه می رسد. این مطلب را یاد آور شدم که تذکر دهیم به خودمان که باورها و اسطوره ها را باید پاس داشت و از آن لذت برد و لذت آنرا برای آیندگان باقی گذارد و این دقت ما را در زندگی و انتخاب باورها یاد آور می شود چرا که باور هیچگاه نمی میرد، بلکه مسیر عوض می کند. پس چه بسا پسندیده تر است که تلاش بر این باشد که این میراث های فرهنگی را پاس بداریم و امانتداران خوبی برای آیندگان باشیم.
میراث سهم شخص است از گذشته ، گذشته ای که امروز می توان به آن رجوع کرد. میراث پاره ای از گذشته است که می تواند به تملک شخص درآید؛ خانواده، نیاکان، سنت ها و آئین های ملی او. میراث چیزی بی همتا و گرانقدر است. هم شخص و هم یک ملت می تواند از وجود آن بهره مند شود. میراث خاطرات شخص است، یک وابستگی به مردم، مکانها و اشیاء گذشته و آئین ها و سنت هایی که قابل بهره برداری است.
برای واضح تر شدن این مهم دو مطلب چکیده را نیز تقدیم حضورتان می کنم.
« اثر فرهنگی : آن چیزی است که ممکن است از نظر هنری، تاریخی، علمی، مذهبی و یا اجتماعی دارای اهمیت و ارزش است؛ میراث گرانقدر و بدون جایگزینی که می باید برای نسلهای آینده حفظ شود. »
( موسسه حفاظت 1994 )
ارزش حفاظت از گذشته آنقدر مهم است که سازمان جهانی یونسکو میراث فرهنگی را به عنوان یکی از حقوق پایه بشر (همپای خوراک و آب ) شناخته است.
محمد اسماعیل حاجی علیان
کارشناس ارشد حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی
فروردین 87
منابع:
1- مقالهء شادي هاي ملي و جشن هاي زرتشتي ، مريم بديعي ، از كتاب سروش پيرمغان يادنامهء جمشيد سروشيان به كوشش كتايون مزداپور.
2- جشن هاي ايرانيان ، مري بويس ، ترجمهء همايون صنعتي از كتاب سروش پيرمغان
3- تقویم سنگسری ، به قلم یدالله حاج علیان
4- مجموعه آثار چراغعلی اعظمی در باب سنگسر
5- آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی
6- سایت سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور