کاروانسرا
بطوريكه ميتوان گفت همواره چگونگي وضع ارتباطات عمومي بهترين شاخص وضع اجتماعي و مدني و نمايشگر ترقي و تمدن ويا نشانه ي انحطاط و تنزل بوده است چنانكه اكنون نيز هست . و براي هميشه هم خواهد بود و تجلي اين واقعيت در اخلاق وعقايد ديني و سنن جامعه ايراني چنان بوده كه ساختن راه و رباط همواره از روزگاران ديرين يكي از بارزترين مظاهر حسن نيت و نيكانديشي بانيان آن آثار تلقي ميگرديده است.
ازاين رو نهتنها پادشاهان و زمامداران بدان كار اهتمام و اقدام مينمودند، بلكه بسياري از توانگران نيز با بذل مال و منال فراوان جهت تسطيح و تعمير راهها وايجاد پلها و كاروانسراها و آبانبارهاي كنار شاهراهها نام نيكِ خويش رابلند آوازه ميساختند.
بيترديد يكي از بزرگترين رازهاي موفقيت ايرانيان در تشكيل تمدنهاي باستاني وايجاد فرهنگهاي پرشكوه كشور همآهنگي كامل و وحدتنظر و عمل در گسترش شبكه راههاي بزرگ سرتاسري با منزلگاههاي متعدد و كاروانسراهاي آماده و واجد همه گونه وسايل آسايش كاروانيان بوده، چنانكه هرودوت يوناني ( ۴۸۴- ۴۲۵ق.م) كه خود درسدة پنجم پيش از ميلاد از شاهراه كرانههاي درياي اژه تا شوش پايتخت ايران سفر كرده، درضمن بيان اوصاف اين جاده آنرا از بهترين شاهراههاي جهان آنروز شمرده و درنتيجه اهميت تمدن ايران را بدينگونه اعتراف و گوشزد جهانيان ساخته است.
«جاده شاهي كه از شهر سارد پايتخت ليدي تا شوش امتداد دارد و بايد آنرا درمدت نود روز طي كرد داراي ۱۱۱مركز پستي و چاپارخانه ميباشد كه در فاصلههاي ۳۵كيلومتري منزلگاههاي مرتب با وسائل لازم جهت استراحت عابرين مهيا گشته، تمامي طول اين راه و توقفگاههاي آن تحت مراقبت شديد سپاهيان از امنيت و آسايش كامل برخوردار ميگردد چنانكه مرتكبين كوچكترين شرارت و راهزني ازطرف پاسداران با شديدترين سياست و مجازات بكيفر ميرسد». پست سريعالسير دولتي بوسيله اسبسواران ورزيده كه چابك سوار در هر توقفگاه اسب خود را با چاپاري تازهنفس عوض ميكرد با چنان سرعتي بمقصد ميرسيد كه درآن روزگار اعجازآميز مينمود و اين از ابتكارات پادشاهان باستاني ايران بود كه بعدها ازطرف مصريان مورد تقليد قرار گرفت و سپس بكشورهاي ديگر سرايت كرد.
"در رهگــــذر کویــــــــــــــــــر"