بازار و پیشینه تاریخی آن
بازار (قسمت اول)
بازار مهم ترين محور ارتباطي و فضاي شهري در شهرهاي ايراني در گذشته به شمار مي آمده است زيرا بازارهاي اصلي و دائمي در هر شهر به طور معمول در امتداد مهم ترين راه و محور شهري كه از يك دروازه شروع ميشد و تا مركز شهر ادامه مي يافت، شكل ميگرفت ، به عبارت ديگر در وهله نخست يك راه اصلي پر تردد وجود داشت كه فضاهاي تجاري و گاه توليدي در كنار آن تشكيل مي شدند و به تدريج بازار پديد مي آمد .
شكل گيري تدريجي بازار به اين علت بود كه بيشتر شهرهاي ايراني از توسعه يك روستا پديد مي آمدند و تنها تعداد انگشت شماري از شهرها به صورت طراحي شده ساخته مي شدند .
بازارها معمولاٌ بخش اصلي يک محله را تشکيل ميدهند. محلهي بازار كه چون ديگر محلات شهرها، خانوادهها را در خود جاي ميدهد، داراي فضاهاي شهري و تسهيلات درون بافتي مثل مسجد و مدرسه و.... است. ساختمان هر بازار با توجه به شرايط جغرافيايي و فرهنگي، شهري که آن را در برميگيرد و نيز جادههاي بزرگ تجاري و راههايي که از کنار آن شهر عبور ميکند ساخته ميشود.
در معماري بازار، آثاري بديع و زيبا و متناسب وجود دارد که در عين زيبايي به دليل سبک معماري خاص خود فضايي زيبا و معنوي به بازار داده است.
پيشنيه تاريخي بازار:
بر اساس اسناد و مدارك موجود ميتوان حدس زد كه پيشينه تاريخي بازارها حداقل به چند هزار سال پيش از ميلاد ميرسد بازار هر شهر تا اوايل قرن معاصر با ساير فضاهاي شهري ارتباطي ارگانيك و منسجم داشت .
پيشينه سكونتگاه هايي که به لحاظ اقتصادي متکي بر توليد صنايع دستي وبازرگاني بودند، به حدود ده هزار سال قبل ميرسد. در سکونتگاهي در نزديکي کرمانشاه که اقتصاد وابسته به کشت غلات و دامداري داشته بررسيهاي تاريخي، پيشنية9000 هزار سال را نشان ميدهند.
نمونههاي اين مراکز که در نقاط گوناگون ايران يافت شده و اقتصادشان وابسته به توليد صنايع دستي بوده است را در تپة زاغه دشت قزوين ( اواخر هزاره هفتم ق م) واوايل(هزاره هشتم ق م)، تپة سيلک جنوب غرب کاشان (هزاره ششم ق م)، تپه حسنلو در جنوب غربي درياچه اروميه (هزاره ششم ق م)، تل ابليس در منطقة بردسيرکرمان (هزاره پنجم ق م)، تپه يحيي در جنوب کرمان (هزار پنجم ق م)، خبيص (شهداد) در ناحيه کرمان ( هزاره چهارم ق م)، شهر سوخته در سيستان (هزاره سوم ق م)، و سکونتگاهاي عيلامي (هزاره چهارم ق م به بعد) اشاره كرد ، آثارو مدارکي، وجود ارتباط بازرگاني بين تپه يحيي (در جنوب کرمان ) وتپه سيلک کاشان را با نواحي خليج فارس در هزارة سوم (ق م) نشان ميدهد.
درحدود هزاره چهارم ق م، مهر اختراع شد و بدين وسيله با ممهور کردن ظروف برخي کالاها، در روابط بازرگاني سهولت و توسعه بيشتري حاصل شد.
بازارها از عهد باستان تا كنون در ايران داراي تأسيسات و فضاهاي لازم براي نگهداري کالا بودند. به عنوان مثال، در شهر سوخته واقع در سيستان و بلوچستان در (3200-2100 ق م)، آثاري برجاي مانده که نشان ميدهد، توليد محصولات و صنايع دستي و کارگاهي همچون : سفالگري، فلزکاري،سنگتراشي و جواهر سازي از اشتغالات مهم ساکنان اين ناحيه بوده است. درشهر شوش از هزارة دوّم قبل از ميلاد، فعاليت بازرگاني و تبادل کالاهايي چون پارچه واشياء فلزي جريان داشت.
بازار از دوران ماد تا آغاز دوران اسلامي
بر اساس بعضي از اسطورة جمشيد و حكايتهاي تاريخي در ونديداد آمده است که:
"پس جمشيد ...در آنجا بازاري ساخت که در آن سبزيها و خوراک فاسد نشدني بود و در آنجا خانهها ساخت با اتاقها و ستونها و ديوارها وحصارها"
بنابراين در اماکن نخستين آرياييها، بازاري براي عرضه مواد غذايي و ساير محصولات خوراکي وجود داشته است.در ونديدا به انواع کارگاههاي صنعتي مانند کارگاههاي آهنگري،شيشهگري،نقره سازي،طلاسازي و ذوب فلزات و برخي از مقررات مربوط به زمان کار در آنها اشاره شده است. مانند تپه حسنلو در آذربايجان که به سدههاي دهم و نهم پيش از ميلاد تعلق دارد و از سکونت گاههاي همزمان با دولت ماد بوده،نشانههايي از کارگاههاي فلزکاري يا سفالگري ديده شده است. در برخي از سکونت گاههاي ماد پيشه وران به صورتي سازمان يافته به کار اشتغال داشتهاند و ميتوان نتيجه گرفت که در شهرهاي آنان نيز فضاي بازار به صورتي متمايز شکل گرفته بود. براي سهولت در امور اقتصادي و مبادلات آن، در دورة هخامنشي سکهاي از طلا موسوم به دريک و سکهاي از نقره موسوم به سيکل ضرب شد. در متون تاريخ دورة هخامنشي به برخي از انواع مالياتها همچون عوارض دروازه، باج بازار و عوارض بندر اشاره شده است.
گزنفون به مکان آموزشگاههاي وابسته به حکومت هخامنشي اشاره ميکند و تصريح دارد که محل آنها دور از بازار بود. همچنين براساس کتيبههاي بدست آمده از تخت جمشيد مشخص شده که کارگران و صنعتگران و همه دست اندرکاران مجموعه تخت جمشيد بر پاية نوع تخصص و مهارتشان، دستمزدي معين دريافت ميکردند. مجموعه روابط اقتصادي و اجتماعي دوران هخامنشيان از وجود شهرهايي با فضاي عمومي و شلوغ بعنوان بازار حکايت دارند. در دورة پارتها اهميت موقعيت بازرگاني ايران به خوبي معلوم بود و انحصار بازرگاني بسياري از کالاها را بين شرق (چين و هند) و غرب (روم و يونان و ساير نواحي) در اختيار پارتيان قرار داشت. اقتصاد اين دوره بر کشاورزي و بازرگاني استوار بود و در امتداد مسيرهاي مهم تجاري شهرهايي ساخته شد و تأسيساتي مانند کاروانسرا،انبار،بازار و فضاهايي براي عرضه کالا بر پا گرديد.يکي از شهرهاي مهم پارتي،شهردورا-اروپوس بود که جايگاه بازار در آن براساس نقشه شهر در بين سالهاي 165-256 ميلادي به خوبي روشن است. بازار و ميدان عمومي در کنار يکي از محورهاي اصلي شهر، که از يک دروازه تا دروازة ديگر امتداد يافته بوده، قرار داشت. در دوران ساسانيان شمار طبقات اجتماعي از سه طبقه روحانيون-سپاهيان – کارگران و کشاورزان به چهار طبقه افزايش يافت. اين طبقة چهارم دبيران بودند که يک طبقة شهرنشين بود و جامعة ايراني به سرعت به سمت شهري شدن پيش ميرفت. بر اثر توسعه روابط و مناسبات تجاري و اقتصادي ايران با کشورهاي همسايه، شمار زيادي شهر ساخته شد و بازار به يک فضاي مهم شهري تبديل شد. در اين دوره تشکيلات صنفي و نيز براي هر صنفي يک رئيس تعيين شد در منابع اين دوره به وجود بازار و ميدان در برخي شهرهاي ساساني اشاره شده است.
بازار در دوران اسلامي :
شهر و شهرنشيني در دوران اسلامي توسعه يافت و بسياري از شهرهاي قديمي بويژه در مناطق مرزي يا ارتباطي ساخته شد . در برخي شهرهاي جديد مانند کوفه و بصره فضايي باز براي بازار در نظر گرفته شد که فروشندگان بصورت موقت بساط خود را در آنجا تا پايان روز پهن ميکردند. با گسترش يافتن روز افزون شهرها،بتدريج فضاهايي بصورت دکان ساخته شد و بازاري دائمي در بخشي از شهرجاي گرفت.
بر طبق منابع تاريخي، از اواخر قرن اوّل هجري دربسياري از شهرهاي جديد و همة شهرهاي قديم بازارهاي دائمي بوجود آمد. در اين بازارها هر صنف در بخشي از راستة اصلي يا در يکي از راستههاي فرعي جاي داشت و هر نوع کالا در محل مشخصي عرضه ميشد. پيشينة راستههاي تخصصي در بازار و استقرار پيشه وران هر صنف در کنار هم در ايران و نيز عربستان به قبل از اسلام ميرسد.
از قرن سوم به بعد با به قدرت رسيدن حکومتهاي ايراني و محلي، فعاليتهاي اقتصادي وبازرگاني گسترش يافت. طاهريان، ديلميان، سامانيان از نخستين حکومتهاي ايراني بودند که اقدامات مفيد و مؤثري براي پيشرفت کشور انجام دادند.
در دوران غزنويان و سلجوقيان اقتصادي ملي شکوفا شد و فرهنگ و هنر ايراني بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. در منابع تاريخي مربوط به قرون چهارم تا ششم هجري قمري،مطالب فراواني دربارة افزايش توليد انواع صنايع دستي در شهرها و برخي روستاهاي بزرگ و صادارت آن به شهرهاي کشورهاي ديگر وجود دارد. براي مثال،پارچههاي کتاني کازروني تا دورترين مناطق دور دست جهان اسلام خريد و فروش ميشد و گاه تا چندين دست معامله ميشد بدون اينکه بستههاي آن را باز کنند. و نيز در شهر کوچک تون در قرن پنجم، چهارصد کارگاه زيلوبافي وجود داشت.در اين دوره بازارهاي شهرهاي بزرگ بسيار توسعه يافتند.
در قرن هفتم و بدنبال حمله مغول بسياري از شهرها ويران شد و کشور به انحطاط اقتصادي رسيد. در دورة ايلخانيان و بر اثر چاره انديشي وزرا و دانشمندان ايراني همچون خواجه رشيدالديني-فضل اله همداني اصلاحاتي در زمينههاي اقتصادي و اجتماعي صورت گرفت.خواجه رشيد الدين شهري در نزديکي تبريز شهري کوچکي بنا کرد به نام ربع رشيدي که داراي سي هزار خانه، هزار و پانصد دکان، بيستوچهار کاروانسرا، مساجد، مدرسه،حمام، کارگاه رنگرزي، دارالضرب و کارگاه کاغذسازي بود. در دورة تيموريان در نواحي شرق اقداماتي عمراني صورت گرفت.بازار شهرهاي سمرفند،بخارا، مرو،هرات و مشهد و برخي شهرهاي بزرگ گسترش يافتند و شمار زيادي کاروانسرا، مسجد، و مدرسه در کنار آنجا ساخته شد.
در دورة صفويه بر اثر امنيت ايجاد شده، بازرگاني خارجي گسترش يافت و در نتيجه باعث رونق توليد انواع محصولات شد. رونق داد وستد داخلي و خارجي به رشد شهرنشيني و گسترش شهرها کمک کرد و بازارهاي شهرهاي بزرگ مانند اصفهان، تبريز، مشهد، قزوين و شيراز بشدت توسعه يافتند و راستههاي جديدي درکنار راستههاي قديمي ساخته شد و شماري کاروانسرا در کنار هر يک از اين بازارها بر پا شد. در ضلع شمالي ميدان نقش جهان چند راسته بازار و شماري کاروانسرا به دستور شاه عباس اول ساخته شد.(1011- ق). همچنين در قسمتهاي ديگر شهر کاروانسراهاي بسياري بنا گرديد که به گفته شاردن تعداد آنها به هزار و هشتصد و دو باب ميرسيده است.
پس از صفويه فعاليتهاي مهمي در زمينة توسعة فضاهاي شهري و بازار صورت نگرفت و تنها در دورة کريم خان زند فعاليتهاي عمراني در شيراز انجام شد. به فرمان وي بازاري بزرگ با تعدادي کاروانسرا در شيراز ساخته شد.
در دورة قاجار تهران به عنوان پايتخت کشور به سرعت توسعه يافت و بازار اصلي شهر که از دوره صفويه شکل گرفته بود، در امتداد محورهاي اصلي شهر که به دروازههاي اصلي منتهي ميشد، گسترش يافت و راستهها و کاروانسراهاي متعددي ساخته و به آن افزوده شد. همچنين مسجد جامع جديدي در دورة فتحعلي شاه در مجموعه بازار بنا گرديد. در اين دوره اقدامات عمراني اندکي در برخي از شهرهاي بزرگ صورت گرفت و بازارهاي اينگونه شهرها توسعهاي معمول و متناسب با افزايش جمعيت شهر داشتند.
در دورة قاجار دو تحول اقتصادي و يک تحول مهم شهري اتفاق افتاد که در روند توسعة بازار ملي تأثير فراوان بر جاي گذاشت. نخست آنکه مبادلات اقتصادي بين ايران و ساير کشورها بويژه روسيه و کشورهاي اروپايي، منجر به ورود برخي از کالاهاي خارجي به بازارهاي ايران شد و در برخي از زمينهها به توليد محصولات ايراني آسيب وارد شد. کالاهاي خارجي در تبريز فراوان بود و تجارت چيت و ماهوت و منسوجات ابريشمي به دست انگليسيها افتاد. شمار کارگاهها و کارخانههاي نساجي کاشان به سبب ورود کالاهاي انگليسي کاهش يافته بود.
تحول دوم مربوط به تأسيس و راه اندازي تعدادي کارخانه مانند کارخانه باروت کوبي، اسلحه سازي، توپريزي، ماهوت بافي، ابريشم تابي، کاغذ سازي، بلورسازي، صابون پزي، پنبه پاک کني، نخ ريسي و چاپخانه بود که موقعيت شهري برخي از آنها بر تحول ساختار شهري بازارها بيتأثير نبود، زيرا برخي از آنها به سبب پارهاي از ملاحظات شهري، امنيتي و ارتباط در بيرون بازار ساخته شدند و به اين ترتيب نقش بازار به عنوان يگانه محور اصلي اقتصاد شهر بتدريج ضعيف شد. البته عدم حمايت حکومت موجب شد تا سرمايه گذاران و صنعت گران ايراني در رقابت با توليد کنندگان خارجي نتوانند از پيشرفت مناسب و شايستهاي برخوردار شوند.
تحول مهمي که در زمينة ساختار شهري در اين دوره صورت گرفت و نقش بسيار مهم و تعيين کنندهاي بر تحول بازارها بر جاي گذاشت مربوط به ساختن معابر و خيابانهاي مستقيم است. از دورة قاجار ساختن خيابان مستقيم و طراحي شده به منظور ايجاد مسيري قابل استفاده براي راندن کالسکه و برگزاري مراسم و آيينهاي تشريفاتي رايج شد. خيابان باب همايون و خيابان ناصر خسرو از اين گونه خيابانها بودند. تقسيم بندي قطعات زمين به پيدايش و شکل گيري خيابانهاي مستقيم درنواحي جديد شهري و سپس ايجاد خيابانهاي مستقيم در بافت قديمي منجر شد و ابتدا نماهاي جديد شهري، اداري و حکومتي و سپس دکانها و فضاهاي تجاري در کنار خيابانها ساخته شد و به اين ترتيب ساختار بيشتر بازارها به نوعي فضاي راکد تبديل شد و راستهها و فضاهاي تجاري بصورت پراکنده يا متمرکز در کنار خيابانها و در سراسر شهر گسترش يافت وبازارها غالباٌ به فضاهايي قديمي و تاريخي تبديل شدند و برخي از آنها که در شهرهاي بزرگ و پرجمعيت قرار دارند همچنان فعال و پويا هستند. و برخي از آنها بويژه بازارهاي شهرهاي کوچک و کم جمعيت بتدريج تهي از فعاليت فرسوده و متروک شدهاند.
نقش و کارکرد اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ديني بازار:
بازار مهم ترين محور و شاهراه ارتباطي در شهر هاي قديمي بود و بيشترين آمد و شد شهر وندان در آن صورت مي گرفت به عبارت ديگر بازار مهم ترين كانال ارتباطي شهر بود كه نه تنها مردم ، كالاها و سرمايه ها در آن جريان مي يافتند ، بلكه از لحاظ اجتماعي – فرهنگي بازار مرکز بزرگ خبررساني درون شهري نيز بوده است. اطلاعات و اخبار از همة مراکز مذهبي (مانند مسجد جامع)، آموزشي (مدارس ديني) اداري (دارالحکومه و ديوانها)، اقتصادي ( راستهها، سراها و حجرهها) و ديگر مراکز، نخست، وارد بازار اصلي ميشد و از آنجا به همه نقاط شهري جريان مييافت. اخبار مهم را مناديان و جارچيان در بازارها به اطلاع مردم ميرساندند.
در هنگام جشن هاي ملي و مذهبي آذين بندي رسمي بازارها و باز بودن آنها و نيز بازي و نمايش مراسم پذيرايي از مهمانان خارجي و بزرگان مشايخ هميشه معمول بوده و بر رونق بازار ميافزوده است.
بستن بازار به نشانة سوگواري و براي شرکت در مرا سم مهم مذهبي نيز پيشينهاي بس کهن دارد .در مراسم عزاداري بزرگان و علماي مشهور، بازارها را چند روز ميبستند و مراسم عزا برگزار ميکردند. يکي از مراسم ديني – اجتماعي بزرگي که پيشهوران و بازاريان به اتفاق در آن شرکت ميکردند و در ايران ابعاد بسيار مهمي داشت، عزاداري عاشورا، روزشهادت امام حسين عليه السلام ، وياران او بود. در اين روز سراسر بازارها بسته ميشد و مردم به سوگواري و گريه زاري ميپرداختند.
ازبرخي اشارات تاريخي بر ميآيد که در بازار، راستة کتابفروشان و برخي از دکانهاي پيشهوران محفل علما، شعرا، فلاسفه، طبيبان، منجمان و محل بحث و گفتگو يا تدريس برخي از مشايخ و معلمان بوده است و کتابفروشان اغلب مردمي باسواد بودهاند.
از لحاظ سياسي و ديني، فعاليتهاي بازار شهرهاي اسلامي، بيشتر در زمينههاي صنفي مانند دفاع از منافع اقتصادي و مقاومت در برابر مالياتها و فشارهاي حکومتي محدود ميشد. صنفها که در تعيين کميّت و کيفيّت کالاها و بهاي آنها دست داشتند، با تعطيل کردن بازار و در نتيجه اعمال فشار اقتصادي به مردم خواستهاي خود را عملي ميکردند. پيوستن به جنبشهاي سياسي – عقيدتي از ديگر فعاليتهاي بازار بود. اما فعاليتهاي سياسي بازار هيچگاه به آن حد نرسيد که بتواند سياست حکومت را به خواست و سود خود رهبري کند، مگر در ايران که در يکصد و پنجاه سال اخير بازار در تحولات سياسي اين کشور نقش قاطع و مهم داشته است. تغييرات اقتصادي – اجتماعي در زندگي شهري در ايران معاصر،در وضع کلي بازارها نيز مؤثر بوده است. اين تغييرات که نتيجة افزايش جمعيت، رشد شهر، توسعه خيابانها و احداث مغازههاي جديد خياباني نسبت به بازار بوده است،بازار را از جايگاه سنتي خود که يگانه مرکز تجارت شهري بود، خارج کرد، ولي هيچگاه مانع از رشد و رونق آن نشد. بازار در طي اين سالها مجدداً همبستگي خود را با اصناف و قشرهاي مختلف جامعه برقرار و اعتماد آنها را نسبت به حفظ و حرمت ارزشهايي که خود تجربه کرده بود، جلب کند. همچنين ادامه حکومت خود کامه و بي سياستيهاي دولت و ضعف آن در برابر تحميلات خارجيها و تبعيضاتي که ميان تجار ايراني و همتايان فرنگي ايشان به عمل آوردند، و نيز سپردن بازار پولي کشور به دست بيگانگان و اعطاي امتيازات و انحصارات اقتصادي به آنان و رونق کالاهاي فرنگي و زوال صنايع ملي و بياعتنايي مقامات مملکتي به حفظ و رشد صنايع دستي و بومي و حمايت و گسترش صنايع جديد و نيز عدم مراعات حرمت ارزشهاي اسلامي از سوي حکام، سبب شد تا بازاريان روياروي استبداد و استعمار قرار گيرند.مبارزات تجار بر ضداستبداد و استعمار که از اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم پديد آمد، سرآغازي شد براي مبارزات دسته جمعي تجار که بيش از يک ربع قرن تداوم يافت.بدين ترتيب بازار با اهرم قوي اقتصادي،امکانات بالقوة سياسي، و اعتقادات اسلامي، که در ميان تودههاي مردم اثري عميق داشت،توانست يکي از پايههاي استوار اقتصادي- اجتماعي و سياسي در زندگي شهري در ايران شود.پس از سال 1300 ش، اختلاف حکومت وقت و علماي روحاني مبارز،باعث شد که جبهة متحد ميان علما و بازاريان مستحکمتر شود. اين اتحاد در حکم نيروي محرک يا به صورت عاملي مهم در تمام نهضتهاي عمده سياسي از مجلس وکلاي تجار در 1301،قيام تنباکو درسال 1309 تا انقلاب مشروطه در 1324-1329 ق، و سپس نهضت ضد جمهوري رضاخاني در 1302 ش، نهضت ملي شدن صنعت نفت در 1329-1332 ش، و نهضت امام خميني تا پيروزي انقلاب اسلامي از 1341 ش تا 1357 ش، ادامه داشت.
ادامه دارد ..............
--------------------------------------------------------------------------------
خلاصه ای از کتاب بازارهای ایرانی نوشته حسین سلطانزاده - انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی - سال ۱۳۸۰
"در رهگــــذر کویــــــــــــــــــر"